حال عجيب مبهمي ندارم،حس غريب ناشناسي مرا در خود فرو نبرده است، به طرز ساده اي آرامم، به طور صريحي خوشحالم، و به شيوه اي کودکانه دلتنگ چرخيدن و غزل خواندن و طواف کردنم... اين روزها را آرامم و خوشحال آنگونه که دختر بچه اي از در آغوش کشيدن عروسکش، به چيزي فکر نمي کنم، تنها مناجاتي روبروي نگاه سبز محمد و طوافي سرمست گونه قلب کوچک هجران کشيده ام را بس است اين روز ها با شور سوسني رنگ اين اشتياق خوشحالم و آرام به طرز صريح و ساده اي... |







