تبليغاتX
پشت هیچستان جایی است

 

دیگر منظم نامه نمی نویسم
یک نیمه شب اکلیلی
که دلم برای رد انگشتانت تنگ شد
فهمیدم دیگر منظم نامه نمی نویسم
دیگر دفتر نامه هایی نیست که بوی یاس دهد
وبعد از گذشتن یک شب از تولد
کودک کلماتم
انگشتانت کودکم را نوازش کند
ومن هی دستم را بگذارم جای
رد انگشتانت
وقلبم شبیه یگانه ترین بادکنک
نارنجی ای شود
که هرگز به دنیا نیامده است
یک نیمه شب اکلیلی به خود آمدم
وفهمیدم که همه چیز
به هم ریخته
است
ومن دیگر منظم نامه نمی نویسم
روی تمام جزوه های عربی
روی مقاله های درس سمینار
روی خلاصه های نامه باستان
توی تمام سررسیدها
توی هر دفترچه کوچکی که همین
دور و بر هاست
روی کاغذهای تبلیغاتی
مانتو فروشی ها و
سالن های زیبایی
روی برگه های امتحانی بچه هایم
کف دست راست خودم
کف دستان دوست داشتنی هایم
مدام تو را نوشته ام
صادقانه بگویم
دلم برای گریه کودکان نامه هایم

می سوزد
صادقانه تر بگویم
دلم برای خودم می سوزد
که تو هم درست مثل مادر
از به هم ریختگی و بی نظمی هایم
بدت می آید
دلم برای رد انگشتانت تنگ شده است!
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 12:8  توسط نرگس   | 

   دست هایت را به من ببخش

   تا اندازه تمام نامه های ننوشته ام

   به خدا و رسول مهربانش

   کف دستان تو نور هجی کنم

   تا اندازه تمام حرف های نگفته ای که

   در چمدان ناشناس ترین مسافر محمد

   به بوسه گذاشته ام

   توی چشمانت

   رقص تناقض را نقاشی بکشم

   تناقض روح وجسم را:

   روح می چرخد زیر آفتاب نیمروز حجاز

   دور میله های سبز

   تاب اذن گرفتن ندارد

   وجسم....

   افسوس درد را نمی شود

   برای قلبت معنا کنم!

   اگر آرامش واژگانی ات را

   یک طلوع خورشید به من قرض دهی

   برایت اشتیاق را خواهم سرود

   تکانه های روح را

   انفجار را

   تمام شدن و پر شدن را

   در سلول سلول واژگانت خواهم پاشید

   و به دستان بی آلایش ترین لایه ی وجودی ات خواهم سپرد

   تا بدانی از چه بی تابم!

   لطفا برای قلب ناشناس ترین مسافر محمد

   یا فتاح بخوان تا آرام شود

   یا نور بخوان تا خدای مهربان دست های نور

   او را لبریز کند

   تا در شهر آرامش

   از جام رحمت محمد

   از نگاه مهربان بانوی سپید پوش مدینه

   و از لبخند آرام مرد انتظار

   آسمان آسمان وسیع شود ومست

   والبته آرام

   آرام آرام


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 12:10  توسط نرگس   |